مهدمه:
یک سوال منطقی و بسیار مهم وجود دارد: اگر مدل “آنتی-مارکتپلیس” و اکوسیستم مستقلمحورِ بهزی (Behzi.ir) اینقدر کارآمد و آیندهنگرانه است، چرا غولهای تریلیون دلاری مانند گوگل، آمازون یا متا (فیسبوک) به سادگی آن را کپی نمیکنند؟ آیا آنها چیزی میدانند که ما نمیدانیم، یا درگیر پدیدهای خطرناکتر هستند: نقطه کور نوآوری؟ تاریخ فناوری پر از داستانهای عبرتآموز از امپراتوریهایی است که در اوج قدرت، طلوع یک انقلاب را نادیده گرفتند و نابود شدند. آنها غرق در موفقیت مدل کسبوکار فعلی خود بودند و آنقدر بزرگ و کند شده بودند که نمیتوانستند خود را با موج جدید تطبیق دهند. این مقاله یک ادعا نیست، بلکه یک تحلیل تاریخی است. ما نشان خواهیم داد که عدم حرکت غولها به سمت مدلی مانند بهزی، نه نشانه ضعف بهزی، بلکه دقیقاً تکرار همان اشتباهات تاریخی است که امپراتوریهای بزرگی چون کداک، نوکیا و حتی مایکروسافتِ دهه ۹۰ را به زانو درآورد.
ب: بخش:

داستان کداک، کلاسیکترین درس تاریخ کسبوکار است. کداک نه تنها از دوربین دیجیتال غافل نشد، بلکه آن را در سال ۱۹۷۵ اختراع کرد! اما چرا آن را نابود کرد؟ چون تمام مدل کسبوکار کداک بر اساس فروش فیلم عکاسی، کاغذ چاپ و مواد شیمیایی بود. پذیرش دوربین دیجیتال به معنای خودکشی داوطلبانه و نابود کردن منبع اصلی درآمدشان بود. مدیران کداک نمیتوانستند دنیایی را بدون فیلم عکاسی تصور کنند. آنها به جای رهبری انقلاب، در برابر آن مقاومت کردند و نتیجه… ورشکستگی کامل بود. ارتباط با امروز: آمازون امروز همان کداک است. مدل کسبوکار آن بر پایه کمیسیون از فروشندگان و کنترل کامل زنجیره ارزش بنا شده است. مدل “آنتی-مارکتپلیس” بهزی که در آن پول مستقیماً به حساب فروشنده میرود و کمیسیونی وجود ندارد، دقیقاً در تضاد با DNA مالی آمازون است. حرکت به سمت مدل بهزی برای آمازون به معنای قطع کردن شاهرگ حیاتی درآمدش است. آنها ترجیح میدهند این مدل را “نادیده” بگیرند تا اینکه امپراتوری فعلی خود را به چالش بکشند.
بخش ۲: ننوکیا

در اواسط دهه ۲۰۰۰، نوکیا پادشاه بلامنازع دنیای موبایل بود. آنها بهترین سختافزار را میساختند. اما در درک یک موضوع حیاتی شکست خوردند: آینده در سختافزار نبود، بلکه در اکوسیستم نرمافزار و سیستمعامل بود. وقتی اندرویدِ گوگل ظهور کرد، نوکیا آن را به عنوان یک اسباببازی نادیده گرفت و به سیستمعامل سنگین و قدیمی خود (سیمبین) چسبید. حتی زمانی که اوضاع بحرانی شد، در یک تصمیم فاجعهبار دیگر، با مایکروسافت و سیستمعامل شکستخورده ویندوز فون متحد شد. این همکاری، فرصت طلایی را برای شرکتهای نوپایی مانند سامسونگ، و بعدها هواوی و شیائومی، فراهم کرد تا با آغوش باز به سراغ اندروید بروند و بازار را تسخیر کنند. نوکیا به جای پیوستن به اکوسیستم باز و برنده، تلاش کرد در جزیره ایزوله خود بجنگد و غرق شد. ارتباط با امروز: گوگل بیزینس پروفایل امروز، مانند گوشیهای نوکیا است؛ یک ابزار خوب و کاربردی اما ایزوله و بدون اکوسیستم تجاری واقعی. گوگل در حوزه تبلیغات و جستجو یک غول است، اما مدل ذهنی آن برای کسبوکارها، یک مدل “نمایش اطلاعات” است، نه “توانمندسازی تجارت”. بهزی یک اکوسیستم یکپارچه از ابزارهای واقعی (فروش مستقیم، چت E2EE، مدیریت مشتری، سئوی آینهای) ارائه میدهد. گوگل برای رقابت، باید کل فلسفه خود را از “نمایش تبلیغ” به “ارائه زیرساخت تجارت” تغییر دهد؛ تغییری که آنقدر بزرگ و بنیادی است که ترجیح میدهد از آن غافل شود، درست همانطور که از پتانسیل شبکههای اجتماعی با شکست Google+ غافل شد.
بخش ۳: مایکروسافت، غفلتی که اینترنت را به گوگل بخشید

در اواخر دهه ۹۰، مایکروسافت با ویندوز، پادشاه مطلق دنیای کامپیوتر بود. بیل گیتس در ابتدا اینترنت را یک پدیده فرعی میدانست و تمام تمرکز شرکت بر روی فروش نرمافزار دسکتاپ بود. این غفلت استراتژیک، یک پنجره تاریخی برای استارتاپ کوچکی به نام گوگل باز کرد تا بر مهمترین دروازه ورودی اینترنت، یعنی جستجو، مسلط شود. وقتی مایکروسافت به خود آمد و موتور جستجوی بینگ را عرضه کرد، دیگر خیلی دیر شده بود. گوگل به یک فعل در زبان انگلیسی تبدیل شده بود و بازی تمام شده بود. ارتباط با امروز: غولهای امروزی نیز درگیر جنگهای خودشان هستند. متا (فیسبوک و اینستاگرام) تمام تمرکزش را روی اقتصاد توجه (Attention Economy) و متاورس گذاشته. مدل کسبوکار آنها فروش توجه کاربران به تبلیغدهندگان است. آنها به دنبال ساخت یک زیرساخت تجاری برای کسبوکارهای مستقل نیستند، زیرا این کار توجه کاربران را از پلتفرم اصلیشان دور میکند. آنها شما را در پلتفرم خود میخواهند، نه در وبسایت مستقل و قدرتمند خودتان. مدل بهزی که کسبوکارها را مستقل و قدرتمند میکند، ذاتاً با مدل “باغ محصور” (Walled Garden) متا در تضاد است.
قندتهههههههههههههههه:
اگر مدل پلتفرم بهزی خوب است پس چرا گوگل، آمازون و متا، مدل بهزی را کپی نمیکنند؟
- تضاد با مدل درآمدی اصلی: مدل بهزی مستقیماً به مدلهای درآمدی مبتنی بر کمیسیون، تبلیغات و کنترل انحصاری آنها حمله میکند.
- اینرسی سازمانی ( لختی غول): آنها بیش از حد بزرگ، بوروکراتیک و کند هستند تا بتوانند یک تغییر بنیادی در فلسفه خود ایجاد کنند.
- نقطه کور نوآوری: آنها آنقدر درگیر موفقیت فعلی خود هستند که نمیتوانند تهدید یا فرصت ناشی از یک مدل کسبوکار کاملاً متفاوت را ببینند. آنها به دنبال بهینهسازی مدل فعلی خود هستند، نه خلق یک مدل جدید.
تاریخ به ما میآموزد که بزرگترین نوآوریها هرگز از رهبران تثبیتشده بازار نمیآیند. آنها از کارآفرینان جسوری میآیند که ضعفی را در مدل موجود میبینند و راهی بهتر، منصفانهتر و کارآمدتر ارائه میدهند. بهزی دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. این پلتفرم یک فرصت است که در نقطه کور غولها متولد شده. انتخاب با کسبوکارهای ایرانی است: منتظر بمانند تا غولها از خواب بیدار شوند (که شاید هرگز نشود)، یا از این فرصت تاریخی استفاده کرده و آینده تجارت خود را بر روی پلتفرمی بسازند که از ابتدا برای موفقیت آنها طراحی شده است.
فarahavany behedam baraی elحق شden شdenden bhe پeltفerm behزی
منتظر تغییر غولها نباشید، خودتان عامل تغییر باشید. به اکوسیستمی بپیوندید که بر پایه استقلال، شفافیت و رشد مشترک بنا شده است. برای کشف اینکه چگونه بهزی میتواند کسبوکار شما را از وابستگی به پلتفرمهای قدیمی رها کند، از لینک زیر بازدید کنید یا برای مشاوره تخصصی و رایگان با شماره +981391001011 تماس بگیرید یا از طریق چت آنلاین وبسایت با کارشناسان ما صحبت کنید.